شمس الدين محمد تبادكانى طوسى
202
تسنيم المقربين ( شرح منازل السائرين خواجه عبدالله انصارى ) ( فارسى )
مقام رضا ظفر يابد . و اگر « 1 » در آن مرتبه « 2 » نباشد به مطالعهء حكم ازل و معاينهء سرّ قدر ، به وصول به عين يقين فايز گردد . و اگر از « 3 » اين نيز « 4 » نازل بود ، در مقام علم به قوّت « 5 » ايمان و نصرت ايقان ، در حمايت [ و ] پناه صبر درآيد . و « ظلف » نفس را « 6 » از متابعت « 7 » هوا منع كردن است . و « 8 » الدرجة الثالثة : معاينة اوّلية الحقّ ، درجهء سيم ، معاينهء اوّليّت و ازليّت حق است تا مشاهده كند و دريابد كه هرچه واقع مىشود بر خلايق ، صورت معلومات « 9 » حق است كه در ازل به آن متجلّى « 10 » شده است و قسمت و نصيب هركس معيّن شده . پس به مشاهده ببيند « 11 » كه آنچه از براى وى مقرّر شده نه كم مىشود و نه بيش ، نه پس مىرود و « 12 » نه پيش . ليتخلّص من محن القصود ، تا خلاص شود از محنت قصود در طلب مقصود ناموجود . و تكاليف الحمايات ، و خلاص شود از تكاليف حمايتها و احترازها ، و فرار از مزاحمت بلاها و محنتها . و التّعريج على مدارج الوسائل . و خلاص شود از ميل « 13 » توقف بر طرق اسباب و وسايط . كه به هيچ كس و هيچ چيز التجا نكند ، و استعانت و استمداد از حق نمايد و بس . فصل صورت ثقه در « بدايات » تصديق خبر است جزما . و در « ابواب » اعتماد بر واهب قوا و
--> ( 1 ) . ج : - اگر . ( 2 ) . ج : - مرتبه . ( 3 ) . ج : - از . ( 4 ) . ع : - نيز . ( 5 ) . ج : به فتوت . ( 6 ) . ج : - را . ( 7 ) . ج : - متابعت . ( 8 ) . ج : - و . ( 9 ) . ج : معلولومات . ( 10 ) . ع : متحلّى . ( 11 ) . ع : بيند . ( 12 ) . ج : - و . ( 13 ) . ع : + و .